تبليغاتX
مسافر

مسافر

رفته بودیم شهر ری...

ابن بابویه... اینجا آرامگاه "تختی" است...

اینجا هم دژ رشکان است. یادگاری از دوران اشکانی...

کتیبه قاجاری چشمه علی و باروی ری...

فتحعلیشاه...

و آتشکده ری که هوش از سر ما برد...

و نیزار زیبایی که این آتشکده را در آغوش گرفته بود...

و عکس آخر...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 20:22  توسط ژاله ابراهیمی  | 

دیشب من و دوستم، رفتیم سینما و دوباره و سه باره! "جدایی نادر از سیمین" را دیدیم و مثل آن یکی بارها، کلی درباره اش حرف زدیم و لذت بردیم از پیدا کردن مفاهیمی تازه و اشاره های نو...

امروز بعد از مدت ها روزنامه شرق گرفتم و دو یادداشتی را که درباره "جدایی نادر از سیمین" نوشته بودند، خواندم. یکی از "روبرت صافاریان" با عنوان "گلدن گلوب مبارک، اما..." و دیگری از دکتر بابک زمانی با عنوان "جدایی خیال از واقع"!

روبرت صافاریان من و دوستم را دعوا کرده بود که چرا از بردن گلدن گلوب خوشحال شدید؟! گلدن گلوب اصلاً جایزه مهمی نیست! اسکارش هم مهم نیست!

دکتر زمانی هم باز ما را دعوا کردند که چرا خوشحال شدید؟ چرا یادتان رفت ما در زمینه ادبیات هیچ پخی نشده ایم ؟؟؟ چرا تئاتر را فراموش کردید و برای فرهادی کف زدید؟؟؟

چرا ما اینطور آدمهایی هستیم؟ چرا نمی توانیم از داشته هایمان لذت ببریم و هی لذتمان را می خواهیم با زهر نداشته هایمان تلخ کنیم؟ چرا روشنفکران ما و نویسنده های روزنامه های ما و یادداشت نویسان روزنامه "شرق" ما اینقدر بداخلاق و بدجنس اند؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 13:48  توسط ژاله ابراهیمی  | 

حمزه اصفهانی یکی از مورخان ایرانی قرن سوم هجری قمری است. او در کتابی، در آغاز سرگذشت پادشاهان ایرانی، چهره آنها را یک به یک تصویر کرده است. جالب اینکه این توصیفات با تصاویر سکه های ساسانی به دست آمده کاملاً مطابقت دارد و مشخص می کند که منبع مورد استاده حمزه اصفهانی (که ما امروز آن را در دست نداریم)، از منابع معتبر ایران باستان بوده است...

فکر می کردم چه جالب است اگر این چهره ها را بازسازی کنیم... نمایشگاهی ترتیب بدهیم... فیلمی بسازیم...

منبع: بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام - دکتر محمد باقر وثوقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 21:36  توسط ژاله ابراهیمی  | 

درباره طبری، محمد بن جریر طبری، نویسنده تاریخ معروف و معتبر طبری، امروز مطلب تکان دهنده ای خواندم...

طبری در آمل از شهرهای طبرستان به دنیا آمد، به همین دلیل او را با نام "طبری" می شناسیم. او در دوران جوانی بسیار سفر کرد و در بصره و کوفه و شهرهای سوریه که مراکز بزرگ علمی جهان اسلام بودند، تحصیل کرد و آنقدر غرق تحصیل علم و دانش بود که به قول «ابن ندیم» در جایی ناچار شد آستین های پیراهن خود را بفروشد و برای رفع گرسنگی نانی تهیه کند...

منبع: بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام - دکتر محمد باقر وثوقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 21:35  توسط ژاله ابراهیمی  | 

من تا به حال فکر می کردم عادت یادگاری نوشتن بر روی کتیبه های قدیمی، یک عادت امروزی است، اما امروز متوجه شدم که حتی از زمان ساسانیان ، بازدیدکنندگانی بوده اند که بر روی کتیبه های قدیمی، متونی را حک می کرده اند. نمونه اش در کتیبه بیشاپور است که بازدیدکننده ای متنی را در هشت سطر بر روی نقش شاپور و امپراتور روم کنده کاری کرده است!

در نزدیکی بمبئی هندوستان نیز غاری وجود دارد به نام کانهری Kanheri که در آن پنج سنگ نوشته به خط پهلوی یافته شده است که مضمون نوشته های آنها، تاریخ و نام زرتشتیان بازدیدکننده از غار است!

منبع: بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام - دکتر محمد باقر وثوقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 21:34  توسط ژاله ابراهیمی  | 

کتابی درباره منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام* می خوانم. به نکات جالبی برخوردم. یکی اینکه "نیرنگ" واژه ای پهلوی است به معنای مراسم دینی. و یکی از قطعات اوستا با عنوان "نیرنگستان" نامیده می شود. با حمله اعراب به ایران، "نیرنگ"به "سحر و افسون" تغییر معنا می دهد و امروز هم که ما "نیرنگ" را به عنوان یک کلمه منفی استفاده می کنیم.

کلمه "دیو" هم همینطور... "دیو" در اصل به معنای "خدا" بوده است و خدایان هند و ایرانی، "دیو" نامیده می شدند، که زرتشت آنها را مطرود اعلام می کند و معنای این کلمه، کاملا برعکس می شود... جالب است که در زبان فرانسه، خدا Dieu نامیده می شود.

نکته جالب دیگر در کتیبه "کرتیر" در نقش رجب است. کرتیر در این کتیبه به "شرح معراج خود" می پردازد!!! لازم به ذکر است که کرتیر، از روحانیون بزرگ زرتشتی در اوایل عصر ساسانی است که او را عامل اجرای سیاست رسمی اتحاد دین و دولت می دانند. کرتیر در مدت سلطنت شش پادشاه ساسانی می زیسته و از معدود روحانیانی است که کتیبه ای از خود به جا گذاشته است...

ادامه دارد...

*بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام - دکتر محمد باقر وثوقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 18:23  توسط ژاله ابراهیمی  | 

مادری با دخترانش...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 8:43  توسط ژاله ابراهیمی  | 

ادامه سفرنامه کرمانشاه...

تا بعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 8:8  توسط ژاله ابراهیمی  | 

سفری داشتم به کرمانشاه... این هم سفرنامه... اما این بار خبری از بنا و انسان نیست... دشت است کوه و درخت و آسمان...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 7:55  توسط ژاله ابراهیمی  | 

دوستان من

دست اندرکاران برنامه "Iran Travel Guide" که برنامه ای در زمینه معرفی ایران و جاذبه های گردشگری آن است، از ما خواسته اند تا یک بار دیگر این برنامه را ببینیم و نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را برای آنها به آدرس itg@sahartv.ir بفرستیم...

این برنامه چهارشنبه ها ساعت 13 از شبکه جهانی سحر 2 پخش می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/19ساعت 21:18  توسط ژاله ابراهیمی  | 

پارک گوئل، بارسلون

اسپانیا 

نخستین ساکنان اسپانیا اقوام "سلتی" Celts  و "ایبریایی" Iberians بودند که با اقوام و کشورهای مدیترانه ارتباطات فرهنگی و تجاری داشتند. اواسط قرن سوم میلادی، "رومی ها" و "کارتاژها" Carthaginians  اسپانیا را تصرف کردند. رومی ها به مدت هفتصد سال اسپانیا را در دست داشتند. طی این دوره، مرزهای اسپانیا از دیگر کشورهای اروپایی متمایز شد، رومی ها مفهوم خانواده را در اسپانیا به وجود آوردند، زبان لاتین را به آنها آموختند، آنها را با مسیحیت آشنا کردند و به وضع قانون پرداختند.

در سال 711 میلادی، مسلمانان بخش های وسیعی از اسپانیا را تصرف کردند و آن را "اندلس" نامیدند. آنها "کوردوبا" Cordoba یا "قرطبه" را به عنوان پایتخت اندلس برگزیدند. اعراب هفتصد و هشتاد سال در اندلس ماندند. اما مسیحیان به تدریج و با استفاده از ناکارآمدی حکومت مرکزی، آن ها را از خاک خود بیرون کردند و با فتح "گرانادا" Granada یا "غرناطه" در سال 1492 به سلطه اعراب خاتمه دادند.

 قرن شانزدهم تا اواسط قرن هفدهم اوج قدرت اسپانیا در جهان است. اسپانیا از اولین دولتهای اروپایی بود که پس از سقوط قسطنطنیه برای دستیابی به مسیرهای جدید تجاری، دست به اکتشافات جغرافیایی زد. یکی از معروفترین کاشفان اسپانیایی "کریستف کلمب" Columbus Christopher است. او که در جنوای ایتالیا به دنیا آمده بود، با کمک ملکه اسپانیا، "ایزابل" در اوت سال 1492 سفر اکتشافی خود را آغاز کرد و در اکتبر همان سال به خاک آمریکا رسید. پانزده سال پس از مرگ کلمب، اسپانیایی ها تصرف آمریکا را آغاز کردند. فتح مکزیک و پرو توسط اسپانیایی ها از وقایع مشهور تاریخ جهان است.

اسپانیا در قرن بیستم با تبعید پادشاه وقت، "آلفونسو سیزدهم" دموکراسی را تجربه می کند. اما این دموکراسی پایدار نیست و با روی کار آمدن ژنرال "فرانکو" Franco در سال 1936 به خاطره ای در ذهن مردم اسپانیا تبدیل می شود. حکومت دیکتاتور مآبانه فرانکو تا 1975 دوام می آورد. با مرگ فرانکو، یک بار دیگر اسپانیایی ها گذر از حکومت دیکتاتوری به دموکراسی را تجربه می کنند. "دون خوان کارلوس اول" Don Juan Carlos I در 1978 جانشین ژنرال فرانکو شده و به عنوان پادشاه اسپانیا معرفی می شود. او "آدولفو سوارز" را به نخست وزیری برمی گزیند و این دو اصلاحات سیاسی را آغاز می کنند. فعالیت احزاب آزاد می شود و اسپانیا در زمینه های فرهنگی و سیاسی رشد چشمگیری پیدا می کند.

کاتالونیا

"کاتالونیا" یکی از ایالت های اسپانیاست با بیش از پنج میلیون و هفتصد هزار نفر جمعیت. مرکز این استان، شهر بارسلون است. کاتالونیا، زبان خاص خودش را دارد که "کاتالان" نامیده می شود و ریشه لاتین دارد. نام کاتالونیا از قرن دوازدهم میلادی باب شده و به روایتی معنای "سرزمین قلعه ها" را می دهد. کاتالونیا از سال ها قبل ادعای استقلال داشته، و از سال ۲۰۰۵ حکومت مستقل خودش را دارد. کاتالونیا پرچم ویژه ای دارد که کنار پرچم اسپانیا نصب می شود. در بارسلون فقط یک جای شهر است که پرچم اسپانیا به تنهایی به اهتزاز در آمده است. در سال ۲۰۰۶ مجلس کاتالونیا، آن را به عنوان یک "ملت" مستقل معرفی کرده است.

پارک گوئل، بارسلون

بارسلون

"بارسلون"Barcelona ، شهری که در آغاز هزاره سوم تولدش است، در نگاه اول، شهری جوان و شاداب است. بارسلون شهری است رو به آینده، شهری است برای آینده. این شهر از زمانی که رومی ها آن را بنیان گذاشتند و "بارسینو" Barcino نامیده می شد تا شهر جدیدی که توسط "ایل دفونس چردا" Ildefons Cerda به صورت شهری مدرن طراحی شد، راه زیادی را پیموده است. قرن نوزدهم و انقلاب صنعتی چهره شهر را تغییر می دهد و بارسلون را برای پذیرش مدرنیته آماده می کند. و بالآخره بارسلون قرون بیستم و بیست و یکم، نه شهری متعلق به کاتالان ها و اسپانیایی ها، که شهری جهانی است. این شهر 3 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت دارد، در حالیکه تعداد گردشگرانی که در سال از آن بازدید می کنند، بیش از 14 میلیون نفر است. بارسلون با جاذبه های تاریخی، هوای معتدل، طبیعت دل انگیز و آفتاب گرمش جای خود را در دل گردشگران باز کرده است.

دیدنی های بارسلون

    کلیسای ساگرادافامیلیا

"ساگرادا فامیلیا" Sagrada Familia کلیسایی عجیب و متفاوت از هر کلیسای دیگر در جهان مسیحیت است. کار ساخت این کلیسا از سال  ۱۸۸۳ میلادی با طراحی "آنتونیو گائودی"Antonio Gaudi  آغاز شده و هنوز ناتمام است، بعد از گائودی معماران مختلفی، طرح بسیار دقیق او را ادامه داده اند و در حال حاضر یک گروه ژاپنی روی آن کار می کنند. این کلیسا قرار است تا سال ۲۰۲۵ تکمیل شود. گائودی در آخرین سال زندگی اش گفته بود: «عمر یك انسان برای ساختن یك كلیسا كفایت نمی كند.» این کلیسای ناتمام، معمولاً اولین جاذبه ای است که گردشگران دوست دارند در بارسلون ببینند.

    پارک گوئل

گائودی هفت اثر در بارسلون خلق کرده که همگی تحت عنوان آثار آنتونیو گائودی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند. پارک "گوئل" Guell یکی از این آثار است. این پارک که در مساحت 20 هکتار طراحی شده است، یکی از شاهکارهای طراحی محیط در جهان و یکی از پربازدیدترین جاذبه های بارسلون است. بی سبب نیست که نمونه های کوچک اژدهای سرامیکی این پارک، به عنوان سوغات بارسلون، همه جا به فروش می رسد.

    تپه مون جویی

"مون جویی" Montjuic تپه ای است که در سال 1929 محل برپایی نمایشگاه بین المللی بارسلون بوده و در سال 1992 جهت برگزاری مسابقات المپیک از آن استفاده شده است. استادیوم مون جویی میزبان افتتاحیه و اختتامیه ی بازی های المپیک بوده است. "مون جویی" به معنی تپه یهودیان است.

    پوئبلو اسپانول

"پوئبلو اسپانول"Poble Espanyol  بخشی از تپه مون جویی است که 50 هزار متر مربع وسعت دارد. در این منطقه، 117 خانه با طرح و معماری خانه های روستایی مناطق مختلف اسپانیا ساخته شده است. از این خانه ها به عنوان تئاتر، رستوران و... استفاده می شود. برای شنیدن موسیقی فلامنکو می توان به پوئبلو اسپانول رفت.


چگونه برویم؟

برای اخذ ویزا می توانید شخصاً به سفارت اسپانیا مراجعه کنید، اما آژانس های مسافرتی شانس بیشتری برای گرفتن ویزا دارند. تهران-بارسلون پرواز مستقیم ندارد، اما می توانید از شرکت های مختلف هواپیمایی، بلیط پرواز غیر مستقیم بارسلون را خریداری کنید.

 چه بخوریم؟

بارسلون برای گردشگرانی که به خوردنی ها علاقمند هستند، مکان جذابی است. خوراک معروف بارسلونی ها "پایی یا" است که انواع گوناگون دارد. "تاپاس" هم دیگر خوراکی است که در بارسلون توجه گردشگران را جلب می کند و به انتخاب مشتریان برای آنها سرو می شود. پرس غذا در بارسلون بزرگ است و به نسبت دیگر شهرهای اروپایی ارزانتر است.

چه بخریم؟

زیتون و روغن زیتون اسپانیا معروف است و می تواند سوغاتی خوبی باشد. کارهای سرامیکی و انواع مجسمه های زنان و مردان اسپانیایی با لباس محلی هم دیگر سوغات بارسلون است. نمادهای آثار گائودی هم یادآور بارسلون هستند که در مغازه های نزدیک جاذبه های گردشگری به راحتی می توان پیدایشان کرد.

کجا خرید کنیم؟

اگر اهل خرید هستید، به میدان کاتالونیا بروید. اطراف این میدان، مراکز خرید و فروشگاه های بزرگی هستند که هر چه بخواهید، می توانید در آنها پیدا کنید. خیابان رامبلا هم جایی است که سوغاتی های بارسلون را می توان در آن تهیه کرد.

  منابع:

·         سایت  www.spain.info

·         کتاب تاریخ اروپا، عباسقلی غفاری

·         کتاب Barcelona,The city of Gaudi

·         کتاب اسپانیا، انتشارات DK

* این مطلب در روزنامه هفت صبح چاپ شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/19ساعت 9:14  توسط ژاله ابراهیمی  | 

سایت موسسه "آوای طبیعت پایدار" زمان کوتاهی است که متولد شده است... تولدش را تبریک می گویم و لینکش را اینجا می گذارم:

www.tabiatpaydar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/18ساعت 10:36  توسط ژاله ابراهیمی  | 

 روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي اعلام کرد پس از بررسي 27 اثر در اين كميته ملی حافظه جهانی دو اثر «ذخيره خوارزمشاهي» كه متني علمي، طبي و تاريخي است و «نقشه هاي تاريخي و قديمي ايران» كه نشان دهنده و اثبات كننده هويت تاريخي، معماري، فرهنگ شهري و تكنيك هاي آب رساني است، در حافظه جهانی ثبت خواهند شد...

متن خبر اینجا است.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/17ساعت 12:20  توسط ژاله ابراهیمی  | 

اینکه می گویند تاریخ درسهای زیادی برای ما دارد، حرف گزافه ای نیست... ببینید این را:

ارمنستان همیشه موضوع کشمکش ایران و روم باستان بوده است. تیگران یکی از فرمانروایان ارمنستان در سده اول پیش از میلاد است که می خواهم درباره او بنویسم:

در زمان فرمانروایی او، رومی ها از کاپادوکیه گذشتند و وارد ارمنستان شدند. در این هنگام چون به فرمان تیگران، پیکی را که خبر ورود رومی ها را به او رسانده بود گردن زدند، دیگر کسی در خود جرأت رساندن خبری دیگری را نیافت و به این ترتیب، تیگران در میان چاپلوسان پیرامون خود، کاملاً از چگونگی احوال دشمن بی خبر ماند... رومی ها پایتخت او تیگرانوکرتا را تصرف کردند و او ناچار به ایروان گریخت...

منبع: تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان - دکتر پرویز رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/15ساعت 12:5  توسط ژاله ابراهیمی  | 

زنگ زدم به یک جایی که الآن خیلی موفق است، تا نکته ای را گوشزد کنم که موفق تر شود... آقایی گوشی را برداشت و با عجله پرسید که کارم چیست... معلوم بود می خواهد سریع برود سراغ یک کار دیگر...

گوشی را که گذاشتم، در دلم گفتم: «همین عجله، نابودتان می کند...»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/15ساعت 11:23  توسط ژاله ابراهیمی  | 

سکه با نقش ونن اول

نوشته بودم که فرهاد چهارم چه کشت و کشتاری در دربار راه انداخته بود... نتیجه کارهایش این شد که دیگر شاهزاده ای که بتوان امور مملکت را به او سپرد، در دربار باقی نمانده بود. از این رو نمایندگان مجلس مهستان، هیاتی را به روم فرستادند تا یکی از پسران فرهاد چهارم را که وُنُن نام داشت، برای تاجگذاری به ایران بیاورند...

جناب وُنُن در آغاز راضی نمی شوند به ایران بیایند، و هیاتی دیگر برای دعوت از ایشان راهی روم می شود. بالاخره شاه ایران را از روم می آورند...

اما وُنُن مانند یک اروپایی تربیت شده بود و به عنوان مثال، با شکار، که یکی از علاقمندی های شاهان ایرانی بود، بیگانه بود. او سوار شدن بر اسب را دوست نداشت و می خواست که مانند امپراتوران رومی با تخت روان جا به جا شود. غذاهای رومی را به خوراک ایرانی ترجیح می داد. وُنُن هم صحبتانش را بیشتر از میان یونانیان بر می گزید و بر خلاف عادت پارتها که به ندرت شاه خود را می دیدند، و به وجود هاله ای از رمز و راز در پیرامون شاه خو گرفته بودند، به آسانی قابل دیدن و در دسترس بود و با همه رفتاری باز و دوستانه داشت.

وُنُن بیش از یک سال در مسند پادشاهی نماند!

منبع: تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان - دکتر پرویز رجبی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/14ساعت 14:55  توسط ژاله ابراهیمی  | 

دوست و همکار عزیز آقای "حمیدرضا حسینی" مسوول سایت تازه تولد یافته ای با نام "پایگاه خبری شهر الکترونیک" شده اند. تولد این سایت را که بخشی هم باعنوان "ایران گشت" دارد و به گردشگری اختصاص دارد، تبریک می گویم و شما را به دیدن آن دعوت می کنم.

آدرس سایت این است: www.ecnn.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 22:15  توسط ژاله ابراهیمی  | 

سکه با نقش فرهاد چهارم اشكاني (38- 3 ب.م)

تاریخ سلوکیان و اشکانیان* می خوانم...

"سورن" را حتماً می شناسید. سردار توانایی که در نخستین جنگ ایرانیان با رومی ها، آنها را تار و مار کرد و تصورات اسکندرمابانه "کراسوس" سردار رومی را برهم زد. از زمان او، ایرانیان پرچم های رومی را که در جنگ به دست آورده بودند به نشان غالب شدن در جنگ، به معابد خود آویخته بودند... و رومی ها در هر مذاکره ای خواهان بازپس گیری این پرچم ها بودند... بگذریم... "اُرُد"، شاهنشاه اشکانی که نمی توانست حضور فرمانده ای قوی مثل سورن را تحمل کند، او را کشت!

اما ولیعهدش نیز در جنگی کشته شد و او، "فرهاد"را که مادرش آوازه خوانی یونان بود در فرمانروایی سهیم کرد. فرهاد بلافاصله همه پسران و دختران اُرُد را کشت! و خود اُرُد را هم مسموم کرد، اما چون نمرد، با دستان خود خفه اش کرد...! با به قدرت رسیدن به عنوان فرهاد چهارم یا اشک چهاردهم، پسر و ولیعهد خود را نیز کشت!!!

در زمان پادشاهی او "آنتونیوس"، یا همان مارک آنتونی مشهور، با سپاه بزرگی به ایران حمله کرد، اما همان بلایی بر سرش آمد که بر سر ناپلئون در روسیه آمد...

در مذاکرات گوناگون، همچنان رومی ها خواستار باز پس فرستادن پرچم ها و اسرای رومی بودند، که فرهاد بالاخره قبول کرد و آنها را پس فرستاد. آگوست امپراتور روم، آنقدر خوشحال شد که هدایای گوناگونی به دربار ایران فرستاد... و یکی از این هدایا، کنیزی بود به نام "ترموزا" یا "موزا".

سكه با نقش  ملكه موزا ،(2 پ.م تا 4 ميلادي)

فرهاد عاشق این کنیز شد و پس از به دنیا آمد پسرشان، او را در شمار زنان رسمی خود آورد و پسرش را ولیعهد ایران کرد! اقدام دیگر او برای حفاظت از ولیعهدش، فرستادن دیگر پسران خود به روم بود! و از این پس شاهزادگان اصیل ایرانی در روم پرورش یافتند!!! آگوست از این موضوع استقبال کرد و زندگی شاهانه ای برای این شاهزادگان فراهم کرد... جریان بازگشت این شاهزاده ها بعد از سال ها به ایران بسیار جالب است که خواهم نوشت...

این "موزا" همان است که در حال حاضر مجسمه ای مرمرین از او در موزه ملی ایران وجود دارد... موزا در این مجسمه، تاج هخامنشی بر سر دارد.

سكه با نقش فرهاد پنجم اشكاني (2- پ.م تا 4 ميلادي)

بشنوید از سرانجام فرهاد چهارم... موزا و پسرش "فرهادک"(فرهاد پنجم) او را می کشند و فرهادک با مادرش ازدواج می کند!!!!!!

جالب نیست؟ تصور کنید بر اساس این داستان فیلمی بسازند...!


*تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان - دکتر پرویز رجبی

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/09ساعت 9:15  توسط ژاله ابراهیمی  | 

ساعت 4:10 صبح پنجشنبه 17 آذر 1390 از تهران به مقصد رم پرواز کردیم. و این آغازی بود بر سفری 12 روزه: 4 روز رم، 1 روز ونیز، 3 روز بارسلون و 4 روز پاریس. گزارش تصویری کوچکی به عنوان "سوغات سفر" آورده ام که اینجا می گذارم برایتان...

روزی که به رم رسیدیم، تعطیل رسمی بود و شهر پر از هیاهو... هیاهویی که باعث شد تا پایان سفر، رم شهر منتخب بعضی مسافرها باقی بماند...

بابانوئل همه جا بود... همه جا درخت کاج کریسمس و کادوهای رنگارنگ به چشم می خورد...

مردم آرزوهایشان را روی کاغذ نوشته اند و به درخت کریسمس چسبانده اند...

زمان داشتیم و می شد یک روز را به شهری مثل فلورانس یا ونیز برویم، مسافران ونیز را ترجیح می دادند... بلیط قطار سریع السیر گرفتیم که 4 ساعته ما را به ونیز می رساند و هزینه اش با تخفیف، 76 یورو می شد. قطارمان تمیز، مدرن، سریع و زیبا بود. اینجا بوفه قطار است:

در طول مسیر، مونیتورها نقشه و سرعت را نشان می داند. در این لحظه ما 244  کیلومتر بر ساعت سرعت داشته ایم. سرعتی که تا 280 کیلومتر بر ساعت هم بالا می رفت...

گزارش ونیز را قبلا نوشته ام. این را ببینید که در ونیز دیدم. سبزه عید!

بفرمائید پیتزا!

به رم برگشتیم. خیابان ها را چراغانی کرده بودند و ما تا دیروقت بیرون می ماندیم... اینجا خیابان دل کورسو است.

 و این میدان پوپولو... که حس و حال خوبی داشت... ماه کامل بود و مردی ساز می زد...

این هم کلسئوم عزیز با درخت کریسمس اش...

با پرواز RyanAir که بزرگترین شرکت هواپیمایی ارزان قیمت اروپاست، از رم به بارسلون رفتیم. حسی که پرواز با RyanAir به من داد، حس تازه ای بود... انگار که می خواهد همه قواعد رسمی پروازهای کلاسیک را به هم بزند. سادگی سوار شدن به هواپیما، حذف کنترل های بی مورد، رفتار گرم و صمیمی مهمانداران، مدل پذیرایی شان و حتی نوع مسافرانی که با این پرواز سفر می کنند، برایم خیلی جالب و تازه بود... ویکی پدیا درباره رایان ایر نوشته:

رایان ایر شرکتی ایرلندی است که در بیش از ۲۷۰ مسیر در ۲۱ کشور اروپایی پرواز دارد. این شرکت از سودآورترین هواپیمایی‌های جهان است. رایان‌ایر از روش‌های گوناگون، گاه با نوآوری و گاهی غیرعادی سعی می‌کند هزینه‌هایش را پایین نگه داشته و درآمدش را زیاد کند. برای مثال فضای خارجی بدنه برخی هواپیماها برای تبلیغ شرکت‌های گوناگون اجاره داده می‌شود. ناوگان رایان‌ایر را تنها هواپیماهای بوئینگ 737 تشکیل می‌دهند که هزینه تعمیر و آموزش پرسنل را کاهش می‌دهد. رایان‌ایر با استفاده از هواپیماهای جدید و مجهز به موتورهای مدرن، سوخت مصرفی را کاهش داد، در هزینه سوخت صرفه‌جوبی می‌کند. هواپیماها کمترین وقت ممکن را روی زمین می‌گذرانند و فاصله زمانی بین فرود و پرواز مجدد هواپیماهای رایان‌ایر در شرایط عادی بیش از ۲۰ دقیقه نیست. در پروازهای رایان‌ایر غذا و نوشیدنی رایگان سرو نمی‌شود و مسافران در صورت نیاز باید هزینه آن را بپردازند. حمل بار دستی به داخل هواپیما رایگان است ولی مسافران برای تحویل چمدان به بار باید مبلغی پرداخت کنند. رایان‌ایر در سال‌های گذشته مدام در حال پیشرفت بوده و بحث و جدل له و علیه آن همیشه در جریان بوده‌است.

به بارسلون رسیدیم... چقدر این اسپانیایی ها به فکر زیبا کردن و مدرن کردن همه چیز هستند... این سطل آشغال هتلمان است:

این هم یکی دیگر:

در بارسلون، "پایه یا" خوردیم... این پائه یای مرغ است:

و این ها هم "تاپاس"، که در ظرف های کوچک و به عنوان نوعی خوراکی همراه غذا سرو می شود...

روزی که گشت شهری داشتیم، نزدیک کلیسای ساگرادا فامیلیا، این گروه بچه های 4-3 ساله را دیدیم که دستشان را با طناب بسته بودند و دور کلیسا می گرداندندشان...

پارک گوئل عزیزم... که خود بهشت است...

و در هر گوشه اش نوازنده ای...

این دو نفر آنقدر خوب ساز می زدند که مدتی طولانی پیششان ماندیم...

این هم یک مدل عکس گرفتن!

اینجا استادیوم المپیک است... قبلاً درباره اش نوشته ام...

 و ساحل... باور می کنید چند نفری داشتند در دریا شنا می کردند؟

نخل های بارسلون...

حالا که اینقدر راجع به خوراکی ها نوشتم، بگذارید این را هم بنویسم... این نوعی پیش غذا است که با محصولات دریایی خام و سبزیجات درست می شود، خوشمزه است. باور کنید!

و این یکی، که چندان خوشمزه نبود، و من هنوز از یادآوری مزه اش، حالم بد می شود، نوعی برنج است که با جوهر(سیاه!) کالاماری درست می کنند و با نوعی گیاه دریایی تزئین شده است...

و پاریس که با باران از ما پذیرایی کرد...

کلیسای نوتردام...

داخل کلیسای نوتردام...

این مجسمه ژاندارک است در کلیسای نوتردام.

اینجا هم مردم پیامی برای صلح می نویسند و در این مخزن می اندازند... من هم نوشتم.

این هم سوغات لوور... این جواهرات ایرانی که در مقبره زنی(فکر می کنم در لرستان) پیدا شده اند، محشرند!

این هم دسته ی یک جام است:

این زن ایلامی را ببینید که دارد نخ ریسی می کند و ظرفی غذا(ماهی) مقابلش هست و کسی بادش می زند...

این بار توانستم از زبان فرانسه بیشتر استفاده کنم. فرانسوی ها واقعاً از حرف زدن به زبان خودشان با یک خارجی خوشحال می شوند...

و به این ترتیب، سفر زمستانی ما به کشورهای ایتالیا، اسپانیا و فرانسه به اتمام رسید.

تا بعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/05ساعت 14:37  توسط ژاله ابراهیمی  | 

ساعت 4:30 یکی از جمعه های پاییزی سال 1390، میدان آرژانتین تهران مملو از مسافرانی است که از این اتوبوس به آن اتوبوس می روند و در تلاشند راهنمای تور خود را پیدا کنند. راهنمایان نیز با فهرستی از اسامی مسافران، مقابل اتوبوس ها ایستاده اند و مسافران خود را جستجو می کنند. این راهنمایان قرار است مسؤولیت رهبری گروه های کوچک و بزرگی را که این روز پاییزی را برای سفر انتخاب کرده اند، به عهده بگیرند. آنها قرار است مسافران خود را به مقصدی از پیش تعیین شده برده، اطلاعات لازم درباره جاذبه های مسیر را در اختیار آنها قرار دهند، امکان تعامل اجتماعی و گفتگوهای جمعی را ایجاد کنند، وسایل آرامش و راحتی مسافران را فراهم نمایند و در صورت بروز هر حادثه یا بحران، مدیریت گروه را بر عهده بگیرند. آنها قرار است مسافران را متفاوت از آنچه بوده اند، به مبداء بازگردانند.

من همراه گروهی از اعضای کمیته حقوقی انجمن صنفی راهنمایان استان تهران، به میدان آرژانتین آمده ام تا گزارشی تهیه کنم از آنچه اتفاق می افتد. دبیر کمیته حقوقی این انجمن، به اتوبوسی نزدیک می شود و سراغ راهنمای تور را می گیرد. راهنما حاضر می شود و به سؤالات دبیر کمیته حقوقی پاسخ می دهد: «نام؟ نام خانوادگی؟ شماره کارت...؟» و اینجاست که راهنما پاسخ می دهد که کارت ندارد و حتی دوره راهنمایان گردشگری را هم نگذرانده است. ساعت 7 صبح، از 25 توری که بازرسی می شوند، فقط 5 راهنما هستند که کارت راهنمای گردشگری دارند!

راهنما کیست و نقش او در تور چیست؟

گفتگویی ترتیب می دهم با آقای جلال نصیریان، مدیر مؤسسه آموزشی آوای جلب سیاحان. این مؤسسه، قدیمی ترین آموزشگاهی است که دوره های کوتاه مدت راهنمایان گردشگری را تدریس می کند. آقای نصیریان درباره شغل راهنمای گردشگری می گوید: «راهنمایان پنج  نقش اساسی دارند که باید در تور ایفا کنند؛ نقش اول آنان، نقش معلمی است، راهنمایان به عنوان معلم و میزبان، وظیفه ارائه اطلاعات به مسافران را بر عهده دارند. آنها موظفند به عنوان راهنما، قبل از ورود مسافران به هر منطقه، آنها را از آنچه لازم است بدانند، آگاه کنند تا مسافر گرفتار مشکلی نشود. نقش دیگر راهنمایان، نقش پرستاری است. راهنما باید بتواند در مواردی که مسافران دچار ضعف و بیماری می شوند، به آنها کمک کند و بر همین اساس، در دوره راهنمایان گردشگری، درس کمک های اولیه گنجانده شده است. نقش سوم راهنما را می توان سرگرم کنندگی او دانست. راهنما باید بتواند بذله گو باشد، اما در عین حال به ورطه لودگی نیافتد. او باید بتواند در عین شوخ طبعی، احترام ملیت ها و قومیت ها را حفظ کند. نقش دیگر راهنمایان، مدیریت است. راهنما باید بتواند گروه را مدیریت کند و بخصوص مدیریت زمان داشته باشد. و اما مهمترین نقش یک راهنما، نقش او به عنوان یک سفیر است. راهنما یک سفیر فرهنگی است و این مطلب بخصوص در تورهای ورودی حائز اهمیت است. حتی می توان گفت که راهنمایان گردشگری می توانند هر گردشگر را به سفیری برای فراخواندن مسافران دیگر، تبدیل کنند.»

چگونه می توان راهنمای گردشگری شد؟

آقای نصیریان در پاسخ به این سؤال می گوید: «فردی که مایل است به عنوان راهنما فعالیت کند، باید دوره های راهنمایان را بگذراند تا بتواند آن پنج نقش اساسی راهنمایان را ایفا کند. در دروسی که در دوره راهنمایان گردشگری تدریس می شود، آمادگی لازم برای ایفای این نقش ها در راهنما ایجاد می شود، و کسی که این دوره ها را نگذرانده باشد، نمی تواند ایفاکننده آن نقش ها باشد.»

سابقه آموزش راهنمایان در کشور ما به چه زمانی بر می گردد؟

آقای نصیریان در پاسخ به این سؤال می گوید: «در کشور ما از سال 1342 با تاسیس سازمان جلب سیاحان، و با نظارت و پشتیبانی دولت، دوره هایی برای راهنمایان تدوین و تدریس شد. از همان آغاز، پذیرش یک فرد به عنوان راهنما، الگوهای خاص خود را داشت و افرادی برای راهنمایی انتخاب می شدند که ظرفیت، شایستگی و لیاقت این کار را داشته باشند، به عنوان مثال کسی که مردم گریز بود، نمی توانست راهنما شود. راهنمایان علاوه بر دروس تئوری، سفر هم می کردند و بدون پرداخت هزینه و با حمایت دولت، در محوطه های گردشگری از جمله تخت جمشید به مدت یک یا دو هفته مستقر می شدند و آموزش عملی می دیدند.»

جلال نصیریان معتقد است: «آموزش گردشگری نوعی سرمایه گذاری برای آینده است. چرا که گردشگری مقوله ای است که نیازمند برنامه ریزی و سرمایه گذاری بلندمدت است. مثال آشکار آن کشور همسایه ما ترکیه است که برنامه ریزی توریسم را از زمان "تورگوت اوزال" آغاز کرد و حالا با گذشت بیست سال و اندی، بیش از بیست و پنج میلیون گردشگر خارجی دارد.»

آقای نصیریان ادامه می دهد: «پیش از انقلاب اسلامی، دانشکده ای هم با عنوان مدرسه عالی اطلاعات و جهانگردی و نیز مرکز آموزش جهانگردی فعالیت خود را آغاز کرد. پس از انقلاب، آموزش راهنمایان تعطیل شد، اما در سال 1373 ما دانشکده ای را با همکاری دانشگاه جامع علمی-کاربردی و سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی در میگون تأسیس کردیم و کاردانی گردشگری در آنها تدریس شد و بعد هم دانشگاه های دیگر از جمله دانشگاه علامه طباطبائی به تدریس جهانگردی پرداختند.»

آقای نصیریان درباره وضع کنونی دوره راهنمایان گردشگری می گویند: «در حال حاضر در تهران، هفت مؤسسه خصوصی، دوره های کوتاه مدت راهنمایان گردشگری را برگزار می کنند. دروس این دوره، مصوب بخش آموزش سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است. راهنمایان پس از پذیرفته شدن در مصاحبه ورودی و با طی 14 عنوان درسی در مدت زمان 350 ساعت، آماده آزمون جامع سازمان می شوند. صلاحیت دانشجویان پذیرفته شده در این آزمون، از طریق احراز مدرک عدم سوء پیشینه و آزمایش عدم اعتیاد، بررسی می شود. دانشجویانی که از تمامی این آزمون ها سربلند بیرون می آیند، کارت راهنمای گردشگری با اعتبار یکساله دریافت می کنند و از آن پس می توانند راهنمایی تورها را برعهده بگیرند.»

با آقای نصیریان خداحافظی می کنم و راهی جایی دیگر می شوم تا ببینم در ایران چه کسی مسؤول کنترل کارت راهنمایان در هنگام اجرای تور است.

در ایران چه کسی مسؤول کنترل کارت راهنمایان است؟

انجمن صنفی راهنمایان استان تهران، به موجب نامه 350/1/89 از تاریخ 13/2/89 مجوز نظارت و بازرسی وضعیت راهنمایان در مبادی حرکت تور را دارد. طبق مفاد این نامه، آژانس ها موظفند راهنمایان کارت داری را که آگاهی های لازم راجع به مسیر و جاذبه ها دارند و شئون اسلامی و ایرانی را رعایت می کنند، همراه تورها اعزام کنند و انجمن صنفی راهنمایان استان تهران، اجازه بازرسی و کنترل این موارد را در مبادی حرکت تورها دارد. نامه فوق به آژانس های مسافرتی ابلاغ شده است و آنها مطلع هستند که تورها باید راهنمای کارت دار داشته باشند.

حکم دیگری به تاریخ 11/8/90 از طرف معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، کلیه دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری را ملزم به همکاری با انجمن صنفی راهنمایان استان تهران برای بازرسی تورها در مبداء می نماید. گروهی از راهنمایان عضو انجمن به صورت داوطلبانه، نظارت بر تورها را بر عهده گرفته اند. این راهنمایان از وضعیت تورها و راهنمایان گزارش تهیه می کنند و گزارش خود را به میراث فرهنگی ارائه می دهند.

یک بار دیگر سراغ انجمن صنفی راهنمایان استان تهران می روم. آرش نورآقایی، رئیس هیأت مدیره این انجمن می گوید: «ما طرفدار برخورد قانونی با این مسأله هستیم، اما در آغاز باید بدانیم که آیا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، بخشنامه استفاده از راهنمایان کارت دار را که به آژانس های مسافرتی ابلاغ کرده است، به صورت جدی پیگیری می کند یا خیر، و تنها بعد از مطمئن شدن از این قضیه است که می توانیم آژانس ها را موظف به استفاده از راهنمایان کارت دار بدانیم. »

نورآقایی از ارائه پیشنهاد برای چگونگی برخورد با آژانس ها، خودداری می کند، او معتقد است: «ما می توانیم از همکاری آژانس ها با راهنمایان بدون کارت، شاکی باشیم و شکایت خود را به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، که مرجع تصمیم گیرنده در این مورد است، ارائه کنیم، اما ارائه پیشنهاد برای چگونگی برخورد با آژانس های متخلف، خارج از محدوده کاری ماست.»

فرشاد طهمورثی شال، نایب رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی راهنمایان استان تهران معتقد است: «راهنمایان عضو انجمن به صورت داوطلبانه، بررسی تورها در مبداء را بر عهده گرفته اند و جمعه ها برای بازرسی به میادین اصلی می روند. آنها گزارشات خود را به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می فرستند و اگر سازمان برخوردی قاطعانه با آژانس های متخلف صورت ندهد، این آژانس ها به کار خود ادامه می دهند و تلاش اعضای داوطلب انجمن صنفی نیز هدر می رود.»

در کشورهای دیگر قضیه چگونه است؟

برای تکمیل گزارش، گشتی می زنم در اینترنت تا ببینم در کشورهای دیگر با این معضل چگونه برخورد می شود. در بعضی کشورها، اطلاع رسانی گردشگران در دستور کار قرار گرفته، به عنوان مثال در یونان، در اطراف موزه ها و دیگر جاذبه های گردشگری، پوسترهایی نصب شده که از گردشگران می پرسد: «آیا راهنمای گردشگری شما کارت دارد؟» به این ترتیب گردشگران، خود عاملی می شوند برای کنترل کارت راهنمایان.

در ایتالیا مسؤول چک کردن کارت راهنمایان گردشگری پلیس است و اگر راهنمایی بدون کارت اقدام به برگزاری تور کند، توسط پلیس جریمه می شود. پلیس ایتالیا آموزش خاصی می بیند برای اینکه راهنمایان غیر متخصص را از روی رفتار و حرکات دست و صورت تشخیص بدهد.

در چین مجوز آژانس متخلف که برای اولین بار اقدام به استفاده از راهنمای بدون کارت نموده، به مدت 15 تا 30 روز به حالت تعلیق درآمده و در صورت تکرار مجدد، مبلغی بین 780 دلار تا 3100 دلار جریمه برای آن در نظر گرفته می شود.

در سنگاپور قوانین سخت تری در انتظار متخلفین است. مدیر آژانسی که از راهنمای بدون کارت برای رهبری تورش استفاده کند، حداقل 5000 دلار جریمه نقدی می شود و یا 6 ماه حبس در انتظار او خواهد بود و در بعضی موارد هر دو جریمه شامل حال این مدیر متخلف می شود.

در کشورهای دیگر هم وضع به همین منوال است. همانطور که کسی بدون مجوز نمی تواند طبابت کند، هیچ راهنمای گردشگری بدون کارتی هم اجازه برگزاری تور را ندارد. 

و کلام آخر

منصفانه نیست در حالی که افرادی زمان و هزینه خود را صرف تحصیل در دوره راهنمایان می کنند، در آزمون های متعدد شرکت کرده و از آنها سربلند بیرون می آیند، صلاحیت بهداشتی و روانی شان تائید می شود و بالآخره کارت راهنمای تور دریافت می کنند، در خانه باشند و کسانی که نه صلاحیت دارند و نه آموزش دیده اند و نه توانایی برگزاری تور را دارند، هر جمعه، با جسم و جان و روح مردم ما بازی کنند. شایسته نیست در کشوری که از 50 سال پیش تاکنون دوره راهنمایان گردشگری برگزار می شده است، 80 درصدر تورها با راهنمای بدون کارت راهی سفر شوند. و کلام آخر اینکه استفاده از راهنمایان بدون کارت در شأن کشوری همچون ایران نیست.

* زمانی که ایران نبودم این مطلب در هفته نامه تعطیلات نو چاپ شد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/30ساعت 13:9  توسط ژاله ابراهیمی  |